پرورش کودکانی قوی از لحاظ روانی


هفت دلیل که می گوید پرورش کودکانی که ازلحاظ روانی قوی باشند سخت است

در ظاهر، ممکن است پرورش کودکان قوی، برای پدر و مادران امروزی راحت تر از گذشته باشد. با این وجود، این روزها به هیچ وجه مجبور نیستید برای شستن لباس های کثیف کنار رودخانه بروید.

به وضوح، جامعه ی مدرنیته مزیت هایی را همراه دارد که بتوانید کودکانتان را سلامت نگه دارید. اما در آن واحد، دنیای دیجیتال در واقع ممکن است پرورش کودکان مستعد که آماده باشند از عهده ی چالش های بزرگسالی برآیند را سخت تر کند.

مطالب مشابه:

پرورش کودک مستقل

ده روش برای پرورش کودکان خلاق

پرورش کودکانی که بزرگسالان مسئولی شوند نیازمند توانمندی روانی است. در اینجا هفت دلیلی آمده که چرادر دنیای امروز این که پدر و مادری توانمند از لحاظ روانی باشید از هر زمانی سخت تر است:

  • شادی حرف اول را می زند.

برای پیدا کردن کتاب ها یا مقالاتی که راجع به گام های پرورش کودکانی شاد هستند، مجبور نیستید زیاد دور شوید. با وجود اینکه شادی پیامدی بزرگ است، اما نباید هدف قرار گیرد.

این که به کودکتان اجازه دهید بستنی خیلی بزرگی بخورد یا ۲۴ساعت شبانه روز بازی ویدیویی انجام دهد، ممکن است اکنون وی را شاد کند اما وی در طول زمان بدبخت خواهد شد.

مهم است که مقدار قابل قبولی از تلاشتان را روی آموزش مهارت هایی به کودکان متمرکز کنید که لزوما آنها را در لحظه شاد نمی کند. انضباط فردی، انگیزه، کنترل وسوسه، کنترل احساسی برای شادی طولانی مدت ضروری هستند.

  • شبکه های اجتماعی رقابت های پدر و مادر ها را تشدید می کنند.

اغلب پدر و مادر ها می خواهند تصاویر کودکانشان را درحالیکه از تعطیلات خانوادگی لذت می برند به اشتراک بگذارند، شرکت در ورزش ها و هدیه گرفتن ها در فیسبوک و اینستاگرام. اما بجای آنکه از شادی خود لذت ببرند، نگاه کردن به خانواده های شاد دیگر می تواند موجب رقابت میان پدر ومادر هایی شود که می خواهند نشان دهند کودکان آنها چقدر تحسین برانگیز هستند.

خیلی سخت است که عکسی از کودکتان به اشتراک بگذارید که «در حال قدردانی است» یا «بر نگرانی غلبه کرده». بنابر این حتی اگر کودکتان مهربان و دلسوز باشد، ممکن است شما در این دام بیفتید که باید در مورد این رفتار عینی اخیر خودنمایی کنید و ناگهان ممکن است فعالیت آنلاین شما تبدیل به رقابتی برای اثبات این شود که چه کسی در حال پرورش دادن «بهترین» کودک است. اما پرورش کودکان توانمند از لحاظ روانی به معنای کمک کردن به آنهاست تا در نوع خود بهترین باشند، نه اینکه بهتر از دیگران باشند.

  • پدر و مادر ها مهارت های ایجاد توانمندی روانی را یاد نگرفته اند.

این که شما کودکی با پدر و مادر شاغل در دهه ی ۸۰ میلادی بوده اید یا متولد ۱۹۸۲تا ۲۰۰۰ هستید و کسی بزرگتان کرده که اعتقاد داشته کودکان باید دیده شوند و نه شنیده، (رفتار موقری داشته باشند و بی سر و صدا باشند.)خوب است که پدر و مادرتان این نزدیکی ها نیستند تا درمورد احساساتتان سخن بگویید.

بعضی از خانواده ها بر حرف شنوی تاکید می کنند- و نظر کودکانشان اهمیت ندارد و بعضی از خانواده های دیگر فقط دانش توانمندی از لحاظ روانی را ندارند که بتوانند آن را منتقل کنند. اگر کسی به شما یاد نداده که چگونه خودگویی سالم را ایجاد کنید و چگونه احساساتتان را پرورش دهید، دشوار است که این مهارت ها را به کودک آموزش دهید.

۴- والدینِ بیش از حد هلیکوپتری اجازه نمی دهند که کودکانشان شکست بخورند.

اگر ۲۵ سال پیش کودکی فراموش می کرد که تکالیفش را انجام دهد، مسئله مهمی نبود. همه ی بچه ها گاهی فراموش می کردند تکالیفشان را انجام دهند. اما اولین بار که پدر و مادر هلیکوپتری (والدین کمال گرایی که به موفق بودن همیشگی کودک بیش از حد تاکید دارند) وارد صحنه شدند، کودکان دیگر اشتباه نکردند زیرا خانواده هایشان به آنها اجازه ندادند که اشتباه کنند. بنابراین درحال حاضر تکلیفی که فراموش شده یا کتانی های بسکتبالی که جاگذاشته شده اند به این معناست که کودکتان ممکن است عقب بیفتد.

اما عواقب طبیعی می توانند بهترین معلم زندگی باشند. مهم است که به کودکان اجازه دهیم شکست و پس رفت را تجربه کنند بنابراین می توانند یاد بگیرند که چگونه از نو شروع کنند.

۴-سرزنش پدر و مادر ها باعث ترس می شود.

این روز ها مردم انتخاب های پدر و مادرانه ی یک دیگر را سریع  قضاوت می کنند. کسی دوست فیسبوکی اش را بخاطر ندادن میوه ی ارگانیک به کودکش سرزنش می کند. سرزنش پدر و مادران مسئله ای جدی است.

هیچ کس نمی خواهد با این نگاه موشکافانه مواجه شود، بنا براین خیلی از پدر و مادر ها در تلاشی برای پرهیز از اینکه پدر و مادر «بدی» به نظر برسند، عاداتشان را تغییر می دهند.

وقتی به کودک پیش دبستانیشان گفته اند نمی تواند شکلات بیشتری بخورد، به جای اینکه بگذارند گریه و زاری کند، برای اینکه گریه را آرام کنند به آنها شکلات می دهند. یا به جای اینکه بگذارند کودکشان نمره ی بدی بگیرد، تکالیف فرزندانشان را صحیح می کنند و این دسته از تصمیمات کوچک پدر و مادرانه تفاوت زیادی در توانایی های کودکان برای انعطاف پذیری ایجاد می کند.

۶- شرکت های بازاریابی احساس گناه پدر و مادرها را طعمه قرار می دهند.

تبلیغات به شما می گویند که اگر برای کودکتان فلان اسباب بازی خاص را بخرید مادرخوبی هستید. یا شما پدر فوق العاده ای هستید اگر کودکانتان را به فلان تم پارک خاص ببرید. شرکت ها می دانند که اگرپدرومادرها زمان کافی با کودکان صرف نکنند، هر امکانات درخور ممکنی را در اختیار آنها قرار ندهند و همه ی آنچه که برای شاد بودن به آن نیاز دارند را به آنها ندهند احساس گناه می کنند. شرکت ها این احساس گناه را طعمه قرار می دهند تا خرت و پرت هایی را که نیازندارید به شما بفروشند.

خیلی از پدر و مادر ها بیش از حد کودکان را لوس می کنند چه با خوراک بیش از حد،اسباب بازی بیش از حد یا گذراندن زمان بیش از حد با وسایل الکترونیکی. رها کردن کودکان به طور موقت پدر و مادر ها را از احساس گناه نجات می دهد، اما کودکان کسانی اند که در نهایت شکست می خورند.

۷- تکنولوژی از فرصت های تقویت ماهیچه های روانی جلوگیری می کند.

کودکان قبلا با احساسات ناراحت کننده همچون ملالت و درماندگی کنار می آمدند، اما اکنون اکثر آنها از دستگاه های دیجیتالشان برای رهایی از احساساتشان استفاده می کنند.

چسبیدن آنها به صفحه های لمسی شان به این معناست که نمی توانند خود را آرام کنند یا خودشان با اضطرابشان کنار بیایند. در عوض برای کنترل احساسشان آنها می توانند بازی کنند یا از شبکه های اجتماعی استفاده کنند.

پدر و مادر ها باید بیش از هر زمان دیگر فعال باشند تا مطمئن شوند کودکانشان مهارت های اجتماعی، احساسی و روانی مورد نیاز برای موفقیت در زندگی را یاد می گیرند.

ماهیچه های روانی تان را قوی کنید

چالش های دنیای امروز این را برای پدر و مادر ها مهم تر از هر زمانی کرده که از لحاظ روانی قوی باشند. این به معنای ایجاد عادت های سالم است که می تواند ماهیچه های روانی را قوی کند، درحالیکه عادت های بد همچنان می توانند مانع شما شوند.

از نظر روانی قوی تر شدن فواید دیگری هم دارد، احتمال اینکه کودکانتان نیز از لحاظ روانی قوی شوند را افزایش می دهد. از این گذشته، آنها با نگاه کردن به شما یاد می گیرند چگونه استرس را کنترل کنند، مسائل را حل کنند و از عهده ی چالش ها برآیند.



لینک منبع

It's only fair to share...Share on FacebookShare on Google+Pin on PinterestTweet about this on TwitterShare on LinkedIn