آشنایی با سوگ در کودکان و راه های برخورد با آن


همیشه مرگ در جامعه به عنوان یک موضوع  ناخوشایند برای بحث و گفت و گو بوده است . وقتی صحبت از مرگ و یا مردن پیش می آید ، بیشتر بزرگ تر ها از آن طفره می روند و با گفتن این که ؛ بحث درباره ی این مسئله با افراد جوان تر، صلاحیت ندارد ، با یک معذرت خواهی خود را از آن جو کنار می کشند. به نظر می آید که صحبت در مورد مرگ، ناراحتی ، استرس ، پریشانی ، و رفتاری بازدارنده را در افراد بزرگتر برمی انگیزد .

به تازگی شاهد هستیم که همه ی افراد این موضوع را قبول دارند که ؛ بحث کردن درباره ی مرگ به افراد کمک می کند که آن را به عنوان بخشی از زندگی بپذیرند و تلاش کنند بر احساس هایی که در اثر تصور مرگ  در آن ها رسوخ می کند، مقابله کنند . قبل از آن که به مباحث مربوط به علائم و درمان سوگ وارد شویم ، ضروری است که در ابتدا با مقدار درک از مفهوم مرگ توسط  کودکان در هر مرحله ی سنی مشخص آشنا شویم:

به طور کلی، همانند بزرگسالان ، کودکان هم در مواجه با پدیده ی مرگ و از دست دادن عزیزان و نزدیکان خود، به تنیدگی و غم و اندوه فراوان دچار می شوند . واژه هایی همانند ؛ مرگ ، مردن ، مرده ، کشتن ، خود کشی، از طریق گفت و شنود در فرهنگ لغات کودک ، بازی ها و رویا های وی ظاهر می شود . اما درک کردن این موضوع ها بر اساس مرحله های تحول روانی به عللی چون ؛ نگرش ها ، تجربه های عاطفی ، آموزش ها و باورهای مذهبی وابسته می باشد.

برای مطالعه بیشتر:

سوگ و کودکان

بر اساس نظریه ی « ماری نگی » یکی از اولین دانشمندانی که در باره ی موضوع سوگ در کنار کودک به تحقیق و جستجو پرداخته است ، کودکان تا رسیدن به درک کامل از مفهوم حقیقی مرگ ، از سه مرحله ی جدا از هم عبور می کنند :

  • مرگ به عنوان فرایندی قابل برگشت ( سه تا پنج سالگی ) :

در این مرحله ، امکان دارد شخص مرده به زندگی عادی برگردد و کودک منتظر است که چنین روزی فرا برسد و فرد مرده به نزد وی بازگردد .

  • مرگ به عنوان رویدادی مجسم ( شش تا نه سالگی ) :

در این مرحله ، کودکان متوجه می شوند که مرگ پایان زندگی است و واقعیت آن را می پذیرند اما در واقع به آن جسمیت می دهند و بر این معتقد هستند که از خارج می آید و احتملا قابل دیدن است .

  • مرگ به عنوان پایان اعمال حیاطی ( ده تا دوازده سالگی ) :

در این مرحله ، مرگ در کنار کودک به عنوان رویدادی طبیعی و برگشت ناپذیر بیان می شود .

عوامل سوگ و عزاداری در کودکان

کودکان در زندگی روزمره ی خود درجات متفاوتی از سوگ را تجربه می کنند . تنها سوگ یکی از اعضای خانواده یا اقوام نزدیک نیست که باعث می شود که کودکان با رویداد مرگ مواجه شوند . در صورتی که اتفاق های بی شمار دیگری نیز وجود دارند که با اینکه کوچک و بی اهمیت به نظر می رسند، ولی برای کودکان مهم و قابل توجه می باشند . به آن دلیل که امکان دارد ، کودکان توانمندی کافی در بیان کردن هیجانات درونی خود را نداشته باشند ، چنین امری ؛ درک یک کودک عزادار و کمک به وی از طریق بزرگسالان با مشکل مواجه می کند .

تعدادی از رویدادهایی که کودکان را با واکنش سوگ مواجه می کند ، عباررتند از ؛

  • مرگ والدین و اقوام
  • مرگ حیوانات خانگی
  • طلاق والدین
  • نبود یک یا هر دو والد به دلایلی غیر از طلاق
  • نقل مکان و مهاجرت
  • آزار جنسی
  • از دست دادن وسایل شخصی و اسباب بازی ها
  • از دست دادن یا نداشتن توانایی و مهارتی خاص
  • حوادث و بلایای طبیعی مثل سیل ، زلزله و از دست دادن خانه و مدرسه بر اثر آن
  • مجروح شدن والدین و بستری شدن طولانی مدت آن ها در بیمارستان

 

مراحل سوگ در کودکان

  • شوک و انکار ( احساس کرختی ، بهت و گیجی ، ناباوری )
  • خشم ، اعتراض ، احساس آشفتگی ، دل خوری
  • نا امیدی و در هم ریختگی ( بی قراری ، گریه ، احساس گناه ، احساس تنهایی )
  • بهبودی و سازمان یابی مجدد

 

خصوصیات دانش آموزان عزادار در مقطع های تحصیلی مختلف :

الف ) دوره ی ابتدایی :

  • افسردگی و گوشه گیری شدید در کودکان نمایان می شود .
  • وابستگی بیش از حد به والدین و حتی امکان دارد بدون آن ها به مدرسه نمی روند.

 

کودکان در زندگی خود، درجات متفاوتی از سوگ را تجربه می کنند . تنها مرگ یکی از اعضای خانواده و یا اقوام نزدیک نیست که سبب می شود کودکان با پدیده ی سوگ مواجه شوند .  بلکه اتفاق های بی شمار دیگری نیز وجود دارند که اگرچه بی اهمیت و کوچک به نظر می رسند ولی برای کودکان مهم و قابل توجه هستند.

  • مشکل خواب و تحریک پذیری (به بیان پدر و مادر) از یک ماه بیشتر را تجربه می کنند .

ب) دوره ی راهنمایی و دبیرستان

  • دانش آموزان سردرگم و پریشان و حواس پرت می شوند (نام خود ، شهر و تاریخ را به یاد نمی آورند)
  • دچار اختلال در حافظه می شوند .
  • پریشان و بی قرار می شوند ( توانایی یک جا نشستن را ندارند ) .
  • گوشه گیر می شوند .
  • به خود آسیب می زنند .
  • در سر خود به فکر خود کشی هستند .
  • به مصرف مواد مخدر می پردازند .
  • در بینایی و شنوایی خود دچار توهم می شوند .
  • توانایی خود در تصمیم گیری درمورد امور عادی زندگی را از دست می دهند .
  • زیاد و بدون وقفه حرف می زنند .

هم اکنون که با عوامل و خصوصیات سوگ در کودکان آشنا شدید ، ضروری است که وظیفه ی خود را به عنوان والدین و مشاوره در این زمینه بدانید .

نکته هایی که پدر و مادر در برخورد با واکنش سوگ کودکانشان باید عمل کنند ؛

همان گونه که فرزندان شما دوره های رشد و بلوغ را طی می کنند ، به تناسب افزایش سن ، سوال هایی که پاسخ های پیچیده تری دارند را مطرح می کنند .

مناسب ترین راه برای آموزش بهداشت روحی در مقابله با مرگ عزیزان ، زمانی می باشد که رویدادی اتفاقی در ارتباط با مرگ یک موجود رخ می دهد . خواه این موجود زنده ، حشره ای مثل مگس یا مورچه باشد ، یا یک پرنده یا حیوانی دیگر باشد. همین اتفاق باعث می شود که فرزند شما، مردن موجود زنده را از نزدیک ببیند ، تا وقتی که در زندگی خود با مرگ انسان ها ، به خصوص مرگ عزیزان خود مواجه شد، آمادگی روحی و احساسی و عاطفی لازم را برای قبول داشتن این رویداد داشته باشد. هنگامی که کودک فرد مرده را می بیند ، بهتر این است که بزرگتر ها ، توجه کودک  را به خاطرات و وقایعی که از مردن حشرات و حیوان و پرندگان داشته است جلب کنند ، تا واقعیت مرگ را بتواند به آسانی درک کند . نکات مهمی که باید از طرف والدین در شرایط سوگ و داغ دیدگی کودک مورد توجه قرار گیرند عبارتند از :

  • صداقت و صراحت در گفتار .
  • استفاده از کلمات عینی و واقعی .

 

  • صداقت و صراحت در گفتار

بیشتر کودکان توانایی این را دارند که نیات پنهانی والدین را از پشت گفته هایشان درک کنند. برای آن که مرگ پدر بزرگ یا مادر بزرگ را توجیه کنید، بهتر است بگویید: آن ها به سفری طولانی رفته اند و هرگز بر نمی گردند . که این یک دروغ کاملا واضح و بدون اساس است.

نزدیکان و اعضای خانواده که تلاش بر این موضوع دارند که حقیقت مرگ عزیزی را از کودکان خود پنهان کنند ، پیامدهای ناگوار این عدم صداقتشان را دیر یا زود در رفتار کودکان خود خواهند دید . در نتیجه ؛ پدر و مادر حقیقت را باید همان گونه که هست ، با توجه به ظرفیت و توان و نگرش کودک خود به مرگ و در شرایط مناسب ، صادقانه بیان کنند . و سعی بر فریب و تحریف و پنهان کردن واقعیت نداشته باشند .

  • استفاده از کلمات عینی و واقعی

اگر با گنجینه ی واژگان کودک و توانایی ادراکی وی و همچنین با اصطلاحاتی که بیان می کند ، آشنایی داشته باشید ، این امر می تواند به والدین درانتخاب صحیح واژگان عینی قابل درک برای کودکانشان و دنیای حقیقی آن ها کمک کند. والدین می توانند به فزندان خود بگویند : « همان طور که حیوانات می میرند ، آدم ها هم روزی میمیرند ». اما گفتن این موضوع که مردن مشابه با خوابیدن است، می تواند برای کودک بی خوابی و اضطراب در هنگام به خواب رفتن و کابوس های شبانه بوجود بیاورد.

در بیان کلمه ی « خدا » دقت کنید

در عین حال که مشارکت و هم حسی پدر و مادر با غم و ناراحتی کودک خود بسیار حایز اهمیت می باشد، اما باید به این امر توجه داشت که تبادل باورهای والدین با باورهای فرزندشان نباید به نوعی باشد که برداشتی اشتباه و یا تصویری گنگ از جایگاه خداوند در ذهن کودک به وجود بیاید .

اگر کودک از خداوند به حالت عجز و ناتوانی  در خواست می کند که عزیز از دست رفته اش را به وی بازگرداند، و منتظر دریافت پاسخ از خداوند است ، در این زمان باید کودک را در مورد عملی نبودن و یا امکان پذیر نبودن درخواستش ، آگاه کرد تا این ناامیدی سبب رفتار خشمگینانه ی کودک نسبت به خداوند نشود .

این که بعضی از پدر و مادر ها به فرزندان خود اینگونه وانمود می کنند که فردی که فوت شده به سوی خداوند رفته و برنمی گردد ، یا خداوند وی را از ما گرفته است ، از همان اول آموزه های اشتباهی را در ذهن کودک نسبت به خالق عالم هستی القا می کنند و درسنین بعدی رشد ، مسائل پیچیده تری را در اعتقادات دینی کودک به وجود می آورد .

همدردی و همراهی در احساسات کودکان

همانطور که ما بزرگسالان موقع اتفاق افتادن یک واقعه ی مصیبت بار به کسی نیاز داریم که با وی همدردی کنیم و غم خود را به وی بگوییم . کودکان نیز وقتی که استرس دارند ، تمایلی به بیان احساسات خود به دیگران ندارند . والدین بهتر است که شرایط و موقعیت هایی را فراهم کنند که کودکان بتوانند استرس ها ، ناراحتی ها و درد و دل های خود را به آسانی بیرون بریزند . به همین دلیل، نقش پدر و مادر در تلطیف و تعدیل احساسات کودک ، بسیار حساس است . والدین نباید کودک را هنگام غم و اندوهشان تشویق و تثبیت کنند و همین طور نباید به احساست واقعی آن ها بی توجه باشند یا آن ها را مورد تمسخر گیرند ، بلکه باید نسبت شایسته ای بین هم دلی و هم حسی و خارج کردن کودک از این فضای اندوهگین برقرار سازند .

در این قسمت فهرستی از توصیه هایی که از روش های علمی کسب شده اند ، به والدینی که کودکانشان با استرس فقدان مواجه شده اند بیان می شود . با استفاده و به کار گیری این توصیه ها ، می توان گام هایی در تأمین بهداشت روانی این گونه کودکان برداشت .

 

الف) باید ها ( اقدامات تجویزی)

  • باید به کودکانبا مشاهده ی روز مره ی آن ها با مردن گیاهان و حیوانات و … با توجه به قابلیت درک و فهمشان کمک کرد که به تدریج با مفاهیمی چون مرگ و مردن آشنا شوند .
  • هنگام مرگ ، باید بزرگسالان، کودکان را تشویق کنند که بتوانند احساس خود را نسبت به مرگ بیان کنند و بگویند چه فکری می کنند و چه می دانند .
  • هنگام برخورد با مرگ عزیزان ، باید به پرسش های کودکان مطابق با قدرت درک و فهمشان و به صورت واقع بینانه و توأم با آرامش و صادقانه و بدون احساسات افراطی پاسخ داد .
  • باید کودکان را از این جهت که مرگ ؛ تنبیهی در مقابل رفتار غلط آن ها نیست و رنج و مرگ را نباید با مجازات یا گناه و تنبیه الهی مرتبط ساخت ، اطمینان خاطر داد .
  • باید به کودکان اجازه دهید ، احساسات خود را در مورد مرگ عزیزانشان به صورت آزادانه بیان کنند .
  • اگر کسی که فوت شده است را کودک بسیار دوست می داشته ، باید تلاش کرد که شرایط زیستی و محیطی سابق برای کودک مهیا شود ، زیرا کودکان برای کنار آمدن با اتفاق های تنش زا به ثبات نیاز دارند .
  • توجیه و تفسیر مرگ عزیزان باید با سن، جنس، فرهنگ ، اعتقادات و تفاوتهای فردی کودکان متناسب باشد .
  • باید در غم و اندوه خانواده ، کودکان را سهیم ساخت و صادقانه احساس غم و اندوه خود را به آن ها گفت .
  • باید به کودکان اجازه داد که غم و ناراحتی خود را به هر روشی که می خواهند مثل ؛ گریه ، بازی ، خشم ، احساس گناه ، ناامیدی ، ابراز محبت و … بیرون بریزند . زیرا کودکانی که مدام « فقدان » را انکار می کنند و در نشان دادن علائم و تخلیه ی احساسات خود تلاشی ندارند ، امکان دارد که این فرایند را به تأخیر بیندازند که این مقاومت خود نیز آسیب زننده می باشد .
  • کودکان، مرحله های تحولی سوگواری و انبوه ( شوک ، خشم ، پر حرفی ، افسردگی و پذیرش ) را باید به سرعت و با روشی خاص طی کنند ( از طریق تخیل ، بازی ، تصورات جایگزینی ، رویاهای ساختگی ) .
  • در مواقع بحرانی مرگ و سوگواری ، باید انعطاف بیشتری نسب به خواسته های کودکان نشان داد.
  • کودک باید در گفتن تخیلات درونی خود، ترس هایش و احساسات خود آزاد باشد و از هر فرصتی بتواند برای درد و دل کردن و یاد آوری شخص فوت شده استفاده کند.

هشدار ها

به این موضوع توجه داشته باشید که فرزندان شما می توانند سوگوار و ماتم زده شوند، ولی در ماتم زدگی آن ها با بزرگسالان تفاوت هایی وجود دارد. چون کودکان در هر مرحله از رشد و تحول روان شناختی خود نسبت به از دست دادن برحسب خصوصیت های موجود در خود پاسخ می دهند .

توجه کنید که ؛ تنش «  فقدان » می تواند به صورت آشکار یک ضربه ی دردناک روانی محسوب شود ولی به صورت ضروری وقفه ای در رشد کودک ایجاد نمی کند .

کودک پنج تا هفت ساله ، در دوران رشدی آسیب پذیری هستند؛ زیرا دارای سازگاری ضعیفی هستند . اگرچه قبل از این دوره ی سنی هم به همین شکل می باشد . باید در مورد شناسایی دقیق واکنش های کودکان و تغییرات آن ها ، بررسی عمیق تری بعد از ضربه ی « فقدان » صورت گیرد .

ب) نباید ها ( اقدامات پرهیزی )

  • هنگام مرگ عزیزان ؛ کودک را نباید در دوگانگی ، بدون توجیه مناسب و بر اساس سنش رها ساخت .
  • از تعابیر و تفاسیر فلسفی و مذهبی ، نباید برای کودکان دارای سن کم استفاده کرد .
  • هنگامی که غمی بروز می کند؛ اندوه و سوگواری پیش می آید ، از بروز احساسات و عواطف کودکان جلوگیری نکنید .
  • پدر و مادر هرگز نباید با گفتن افسانه یا داستانی که روزی کودک آن را باور نخواهد کرد ، بر موضوع مرگ سرپوش بگذارند .
  • از تشبیه مرگ به مسافرت ، خواب ، بیماری طولانی مدت باید خود داری کنید .
  • پدر و مادر باید به فرزند خود کمک کنند که بتواند گریه کند ، همچنین نباید کودک را مجبور کرد که به احساساتی که درک نمی کند ، تظاهر کند .



لینک منبع

It's only fair to share...Share on FacebookShare on Google+Pin on PinterestTweet about this on TwitterShare on LinkedIn